محمد تقي جعفري
474
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 3660 ) ) آن تو افكندى كه بر دست تو بود تو نيفكندى كه حق قوت نمود اين همان مفاد الامر بين الامرين است كه در مكتب اهل بيت عصمت به طور متواتر ثبت شده است . بدين بيان كه قدرت و ساير وسايل طبيعى از خدا ، و انتخاب كار با سلطه و سيطره و نظارت من از خود انسان است . شكل دوم - مىگويد : ( ( 3662 ) ) مشت مشت تست و افكندن ز ماست زين دو نسبت نفى و اثباتش رواست مضمون اين بيت ابهام آميز بوده و مانند بيت قبلى كاملًا روشن نيست . بلى ، بدان جهت كه دو بيت بفاصلهء يك بيت نزديك هم گفته شده است ، به احتمال قوى همان معناى بيت اول را مىتوان از بيت دوم هم استفاده كرد ، ولى ظاهر بيت اسناد كار را به خدا بيشتر و شديدتر معرفى مىكند ، به حدى كه دست پيامبر صلى الله عليه و آله جز آلت بىاختيار چيز ديگرى نمىنمايد . در اين صورت مضمون بيت دوم بىشباهت به كسب اشعرى نيست . ما در مباحث دفتر پنجم كسب اشعرى را بررسى خواهيم كرد و در آن مباحث خواهيم ديد كه كسب اشعرى را نمىتوان از مسلك جبر تفكيك نمود و گر نه مفهوم قابل تعقلى نخواهد داشت . تفسير ابيات اگر مىخواهى تعدد جهت اثبات و نفى را بيان كنى ، روشنتر و صحيحتر مورد تذكر قرار بده ، در هر موضوعى كه جهات متنوعى وجود داشته باشد ، همان موضوع به وسيلهء يكى از آن جهات مورد اثبات و با نظر به جهت ديگر مىتواند مورد نفى قرار بگيرد زيرا در اين موارد ، تعدد جهت اختلاف نسبت مىباشد ، به عنوان مثال آيهء شريفه ما رميت إذ رميت و لكن الله رمى را در نظر بگيريد ، خواهيد ديد ، انداختن يك مشت سنگ ريزه را هم به خود پيامبر مستند مىدارد ( إذ رميت ) و هم از پيامبر نفى مىكند ( ما رميت ) . اين دو نسبت از نظر عقل به جهت تعدد جهت